-
تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 16:46
بوسیدمت و پرندگان مهاجر به هیأت یک برفریزان در من آغاز شدند ...
چتر فیروزه
-
تاریخ: 1398/11/27 ساعت: 16:31
ای نازک آغوشت بنای چهلستونهازیباییت بیتا ،دلت دریای آرامنهر عسل در چشمهایت میشکوفدویرانم از تکرار این جام از پی جاای ریشه های صوفیت ،رشک بیابانگلبرگهای فکرتت ،بر تارک ماهای لحن پندارت نجیب و شیشه آواد
تا انتهای خیابان اندریوسکی
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
پشت غلظت افراشته ی باران آلاچیق و برگریزان خزان تو پنهان شده ای در انبوه رزهای سرخ یخی در لباس مبارزان بهار... تو میان شعرها و عطرها در تصرف ابرهای سفید که شکوه آسمانها را میدرند آرمیده ای تو را در آهنگ کلیساها در غربت و سکوت پرده و دیوار جا گذاشتم مانند ظهری که تا انتهای, گس خیابان,، قدم زده می شود...
سیاهه ی قرمز
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
سیاهه, ی قرمز, را از کیفش بیرون آورد پالتو، در آیینه دهنکجی میکرد مرا به دیدن بوطیقای خزان برده بود در هارمونی باران،، شبی در اقلیمهای بقا،جا ماندرزم من و او و پلنگ حالا خالهای پیراهنم، یکی یکی پاک میشد سیاه و سفید طعم تمام نتها همین بود ،. . . مردی که در فصل شکار، شاعر شده بود.. دسمبر 2017
کلیسای جامع دستهایت
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
طوفانی چشمهای مزرعه هاست در غسل تعمید دلم گندم، . . . هوس دستهایت، زمینگیرم کرد..
لهجه ی خزانی
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
نخجیرگاه خسته ایست جنگلهای سنگی بازوانت ، ، آوازهای گنگ زبان مادریم روی خطوط ممتد نتهای کبود جا میماند گاهی مرا به لهجه, ی خزانی, چشمانت ترجمه کن!
رایحه ی کال
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
رو به ترانه های تلخ تاج محل می ایستم از تلفظ غلیظ کلمه بر میخیزم سیتار سرد باد در رودهای گنگ انگشتانم میریزد . . . دیگر من به تو به رایحه, ی کال باران به تبانی خاک و پیراهن سرخ گلها مومنم..
برگریزان
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
ابرهای کومه ای کال از کبودی آوازهای کالبدم رها میشودامشب،در بساوش دشتهای کتان ، طوفان خواهد آمد و من در هنگامه ی هماغوشی باد و درخت بر شعرهایی که هرگز سروده نخواهد شد، می گریم..
ناهمسان
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
در نگاهش، نیل مواجیست . . . در قلب من، کشتار سربرنیتساست..
بی نبرد
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
جستار تلخ نبودنت!. . . . از آوازهای کبود کالبدم بیرون میزند، لحمی خزان استعاره ی بی هنگامی از طوفان، در تب سرد قبایل بی کوچ بیت المقدسِ آغوش توست، آیا؟ از باروی ساهره از جنگلهای سنگ و آتش، ، می
پرندگی
-
تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 5:31
دستانش بسته بود، در فلات سرد دستهایم درام درخستانهای بامبو، لابه لای ارتش خونی موهایم.. دریای طوفانی، اقامه ی بیراه پیراهنم.. و باران به سن آبرفت گره میخورد.. عطر بدوی آتش که به برفزار رسید، مانند یک دسته غاز وحشی زرد از دره های تنگ چشمانم گذشت از صخره ی سرخ لبانم عبور کرد و مست از جاده های ابریشم، ...
"بندرگاه موسیقی زمستانی"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
برنده های عامبرنده های گریخته از اجتناب شببه بندرگاه موسیقی زمستانها رفتند، عطر مفتون اورشلیمستدر جعبه های کاغذی انگشتانت، که شبیه رفتار خزنده هیچ زمینی نبود!اینجا بلندترین دامنه ی گلهای السترومریاستو اقیانوسنگار ساعتهای شش،یارای راهزنان باتلاقزی باید بود!!؟غریزه ی فرابنفش ستونهای کوهستانیترابه خامه...
"اقلیمها2"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
به تابستان، بدرودتا بهاری دیگردر خاور عمیق دستهای جاودانه اتبه تابستان ماکه سرآغاز رودهای بنفش ثعلب وحشیستنگاه کنبه آیینهبه چرخش شراببه وهن دره های بیگناه باغهای معلق چشمانتهمیشه درودبه بخشایشی حزینبه اشک، به منشور یاسهای بکر دریاچه های پیراهنمو نسج سیال حماسه های غوغاگر عطر...برای گریزهاآوارگیهااز ...
"آه خاطره است"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
مثل مرگ ممتد قو، در گنبد نیلی موج مثل ابر طوفنده ی گرگهای سفسطه انگیز نعل غلیظ اسب نوامبر در مرغزاری بور مثل نخاع آبی باغهای گرم شارون پاییزمرواریدهای سیاه تاجهای نقره ی لونامستی فنجانهای نیلوفرین دختر آدمکبوتران جنگل بژ ، سمفونیهای خونی سرددر انقلاب گلهای خلیج طلایی مبهمآه، پاییز ، آتشین_ رقص جلگه ...
"هوای سنگی"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
چند خط گرگ پرید از شیشه ی آبی گنگدر انتظار صیافت دریای بنفش دور از دستدمید هوای سنگی قبیله ی زیتونی مشرقشروع بارش منجمد اکتاوهای مرکب مستدیرکهای عمود مرجانی کران بندرگاهطوفانهای گرده افشانی رنگهای آزادیستخونبهای تمام گسلهای محترق در تن قرنو بهااار، حجم سبز علفزارهای اجدادیست!!کشور پایکوبی موج وارت ا...
" جهش"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
درختجه های قطبی که بیدار شونددرختجه های تاراج فصل سایااستشهاد جنگل خونی کریخته از واقعه ی سنک،به مکعبهای سبز خواهد ریختبه برشی از فصول هوازی بی_اعشاردرختجه های جشن نقره که بخوانندکیاهان حجب منجمد کریستنبه اکتاوهای حجم خواهند آویختو تمایل فنجانهای طلایی زندکی از لهجه ی شیرها سرمست..و عشق شبیخونی جاری...
" مُعجزِهٌ "
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
اندوه سَرد شبهایِ مُعجزهبِه دنبال شرابه هایِ حیرانیست صفیر سبز جَنگلهای بارانزای مُعجزه از هِزار اقیانوس مُتـکلّم آبیرنگ جاریستدر تهاجم خون از وحشت مُعجزه در درنگی بیپایان از انتظار مُعجزه در حسرت خوشه ای مُعجزه. . .واپسین رنجاوَران خسته ی مَغلوب مُعجزهفرزندان تَمدنهای نَیامده ...زمانهای گُسیخته!!صا...
"ساعت منهای 25"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
چند دقیقه مانده به بایان ساعت 25،هرشبزنی بی_اچ نتهای قالیچه ی مات کف اتاق راجمع میکند،خودنویسش را از نسکافه بر میکندآهنگهای تکراری را ترجمه میکند،و در مارمالاد غلیظ نهضت کیوی خطوط سبک،، گم میشودزنی، که قرنهاست دست_ش رااز میان کتابهای نخوانده ا ش بیرون میکشد...هر شب زن_یجعبه های رنگی اتاق را روی هم م...
"کانتاتایی دَر کاسابلانکا"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
نه! هرگِز چنین نبود،چنین،تلاطمی شَب-حزنکه آهنگهای اقیانوسی زیتونزارانرابر تراکم عُریانی دیواری خزه اندود ،بیاویزندبیدِرنگدَر درنگ...میانِ شمعدانهای بمونطع اساطیر سَرد مِهبه گاه ِ نقره ریزان قوهای گنگ در آواز ، چنینهرگِز چنین نبود ،نَرم و بیمانند !تا آبسنگهای شیشه ای لاجورد خدا رابِه آرنج گرم افق بسپ...
" کاتست شماره ی 0"
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:42
موسیقی آب دندانه های مرتد . . . آبستن فواره ی اساطیر..